نویسنده: علی

0

پیش بسوی راه

بعد از سه ماه یکجا نشینی دوباره کوله پشتی رو بستم تا راهی بشم. اینبار سبک‌تر از همیشه٬ بالاخره تونستم سر و ته همه چیز رو در ۱۴ کیلوگرم بند بیارم و تنها به...

ناراحته! 0

ناراحته!

امروز صبح تنها کاری که کرده رفتن به پشت پنجره و زانوی بغل کردن بوده٬ مثل اینکه دیگه بغلی تو دنیا نباشه! یه جوری ناراحته که انگار عامل شکستن پای ویکی من بودم. ویکی...

0

شیر، شیر دریایی

صبح امروزم با ولادکا به‌خیر شد. شیری که آورده بود عالی بود و تونست صبح خوبی برام بسازه، اینجا وقتی کم کم بوی بهار میاد و هوا می‌خواد یه کم گرم بشه انگار همه...

1

جنایت عمومی

لحظه ای که یک رژیم جنایتکار اصول پذیرفته شده ش قانون را نقض می کند، لحظه ای که جنایت مجاز دانسته می شود، هنگامی که برخی از مردم، که بالاتر از قانون قرار دارند،...

0

لذت رصد و بارش

یکی از لذت های سال های نه چندان دور برایم رصدهای تابستانه در اطراف شیراز یا کویر مرکزی بود. این روزها که مجددا در ایران مشغول سر و کله زدن با روزمرگی ها هستم...

0

کوزه گر و کوزه شکسته

نوشته های قبلی وبلاگم بر اثر یه مشکل فنی فعلا از دسترس خارج شدند، جا داره یادی کنیم از داستان زیبای کوزه گر و کوزه شکسته؛ کوزه گری هر روز صبح از رودخانه با کوزه...